الفيض الكاشاني
279
ترجمة الحقائق ( فارسى )
خدا مرا بازگشتى باشد بستانى بهتر از اين « 1 » بستان خواهم « 2 » داشت . و اين قياسى است از قياسهاى شيطان ؛ چرا كه ايشان ملاحظهء نعمتهايى كه در دنيا دارند مىنمايند و نعمتهاى آخرت را بر اين قياس مىكنند و ملاحظهء اين مىكنند « 3 » كه در دنيا عذاب از ايشان پس افتاده ، پس عذاب آخرت را به عذاب دنيا قياس مىكنند چنانچه در قرآن وارد شده : « وَ يَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ » « 4 » يعنى با خود مىگفتند كه چرا به سبب آنچه مىگوييم خدا ما را عذاب نمىكند . و گاه مىبود كه نظر به مؤمنان مىكردند و « 5 » ايشان را فقير و بىسر و پا و آشفته مىديدند ، پس عيبِ ايشان را كرده « 6 » آنها را حقير مىشمردند و مىگفتند : « أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا » « 7 » يعنى آيا اينها در ميان ما برگزيدهء خداوندگارند ؟ ! و مىگفتند : « لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ » « 8 » يعنى اگر ايمان خوب مىبود آنها سبقت بر ما به ايمان نمىگرفتند . و ترتيب قياس ايشان اين است كه خداى عزّ وجلّ نعمتهاى دنيا را به ما احسان كرده و هركه « 9 » احسان به كسى كند او را دوست مىدارد و هركه دوست است « 10 » در آينده نيز احسان خواهد كرد . و محلّ اشتباه در اين قياس آن است كه هر احسان كنندهاى دوست مىباشد ، بلكه آن موضع است كه هر « 11 » نعمت دنيا را احسان شمردهاند . و اين چنين كسى مغرور به خدا شده زيرا كه گمان برده كه در نزد خدا عزيز است . و اين دليل دلالت بر حرمت و عزّت نمىكند بلكه در نزد عُقلا دلالت بر خفّت و حقارت مىكند از براى آنكه نعمت دنيا و لذّتهاى آن مهلكند و بنده را از خدا دور مىسازند « 12 » .
--> ( 1 ) . a - اين . ( 2 ) . خواهم / s خواهيم . ( 3 ) . a s - و ملاحظهء اين مىكنند . ( 4 ) . مجادله : 8 . ( 5 ) . m - و . ( 6 ) . s + اند . ( 7 ) . انعام : 53 . ( 8 ) . احقاف : 11 . ( 9 ) . a s - به ما احسان كرده و هركه . ( 10 ) . است / a اوست . ( 11 ) . s a - هر . ( 12 ) . مىسازند / m مىسازد .